عبد الحسين نوايى
283
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
ضمير اتصاف داشت . در زمان خاقان منصور ، سلطان حسين ميرزا به دار السلطنهء هرات تشريف آورده منظورنظر اعزاز و احترام آن پادشاه عالىمقام گشت و امراى عظام و صدور كرام جهت مدد معاش آن جناب هر ساله مبلغ پنجهزار دينار كپكى و دويست خروار غله مقرر ساختند . سيد جعفر از غايت علوّ همت سر بدان مبلغ فرود نياورد و در خشم شده و عزيمت عربستان كرد . اين مطلع از منظومات اوست كه : ترك من دست چو خنجر بيداد برد * تشنه را آب زلال خضر از ياد برد ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 115 ) شاه قاسم نوربخش ولد ارشد حضرت هدايتپناه امجد سيد محمد نوربخش و برادر خردتر سيد جعفر بود . لوامع انوار شمايل نبوى از ناصيهء حالش ظاهر و لوايح آثار خصايل مرتضوى از جمال كمالش باهر . مرآت ضمير منيرش عكسپذير صور ولايت و ارشاد و خاطر مهر تنويرش مظهر فروغ كرامت و اجتهاد ، و آن جناب در زمان فرخنده نشان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از عراق به خراسان تشريف آورده آن پادشاه عالىشأن در تنظيم خدام ذوى الاحترامش مبالغه فرموده و ميرزا كيچيك دست ارادت در دامن متابعتش زده همواره از باطن سيادت ميامنش اقتباس انوار سعادت مىنمود و بعد از آنكه ميرزا كيچيك داعى حق را لبيك اجابت گفته وفات يافت ، شاه قاسم بر وفق حديث حب الوطن من الايمان به صوب عراق شتافت و در ولايت رى متمكن گشته پرتو لطف و احسانش بر وجنات ساكنان آن حدود تافت و چون شاه دينپناه لواى كشورگشايى برافراخت آن جناب را كما ينبغى مشمول مراحم بىدريغ گردانيده از ساير سادات عالم و منتسبان دودمان حضرت خاتم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - به مزيد انعام و اكرام مستثنا و ممتاز ساخت و شاه قاسم در ظلال دولت ابدى الاتصال در كمال فراغ بال اوقات خجسته ساعات مىگذرانيد ، تا در شهور سنهء سبع و عشرين و تسعمايه نداى يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ را به گوش هوش شنيده متوجه رياض قدس گرديده و حالا نبيرهء پسرى آن جناب شاه قوام الدين بن شاه شمس الدين ، قائممقام جدّ بزرگوار گشته به احياى سنن سنيّهء آباى